چرا مقبره کوروش با دیگر شاهان هخامنشی فرق دارد؟

یکی از معماهای بزرگ تاریخ ایران باستان تفاوت میان مقبره کوروش کبیر با دیگر شاهان هخامنشی بعد از خود است، تفاوتی که بحث و جدل‌های زیادی را در خصوص تاریخ هخامنشیان به دنبال داشته؛ اما چرا مقبره کوروش با دیگر شاهان هخامنشی متفاوت بود؟ پاسخ را در این مطلب خواهید یافت.

شناسه خبر: ۴۴۳۳۲۴
چرا مقبره کوروش با دیگر شاهان هخامنشی فرق دارد؟

راهنماتو- آرامگاه کوروش کبیر در دشت پاسارگاد با تمام شکوه و جلال 2500 ساله خود هنوز یک معمای هیجان‌انگیز باستانی محسوب می‌شود زیرا با مقبره تمام شاهان دیگر هخامنشی تفاوتی اساسی دارد. مقبرهای شبیه به یک کلبه با سقف شیروانی بر روی سکوهای پله‌ای که هیچ شباهتی با مقبره داریوش بزرگ و دیگر شاهان هخامنشی در نقش رستم و تخت جمشید ندارد.

به گزارش راهنماتو، آرامگاه‌های پادشاهان هخامنشی در نقش رستم و پاسارگاد در واقع بنا به معنای ساخت یک سازه نبود بلکه کنده‌کاری‌های ماهرانه‌ای بودند در دل کوه به شکلی حیرت‌انگیز و خاص. مقبره‌های با طرح کلی صلیب و حجاری‌هایی از تصویر شاه و آتشدان و نگاره فروهر یا همان انسان بالدار مرموز. اما اینها هیچ شباهتی به آرامگاه کوروش کبیر نداشتند، ولی چرا؟ چرا اولین پادشاه هخامنشی آرامگاهی کلبه مانند داشت ولی پس از او جانشینانش به یکباره تصمیم گرفتند طرح آرامگاه‌های خود را تغییر دهند؟ چرا این تفاوت میان آرامگاه‌ها مهم است و ممکن پرده از رازی بزرگ بردارد؟ در این مطلب تلاش شده تا به این پرسشهای اساسی پاسخ داده شود.

آرامگاه کوروش 1

اهمیت آیین‌های سوگواری و تدفین در عصر باستان

سوگواری و تدفین در عصر باستان یکی از مشخصه‌های بارز فرهنگی در میان اقوام و ملت‌ها محسوب می‌شد. درواقع این آیین‌ها در هر قوم و ملتی چنان با جدیت و احترام برپا می‌شد که هرگونه تخطی از آن به منزله توهین و شکستن واجبات تلقی می‌شد. برای همین است که یکی از فاکتورهای شناسایی و تحلیل آثار بجا مانده از گذشتگان دور توسط باستان شناسان همین آیین‌های سوگواری و تدفین است. باستان شناسان با بررسی الگوهای تدفین، شکل و ظاهر مقبره‌ها، ابزارهای بکار رفته در این آیین‌ها و بسیاری موراد مشابه می‌توانند به اطلاعات ارزشمندی درخصوص فرهنگ مورد نظر برسند.

آنچه از داده‌های باستان شناسی و تاریخی می‌توان تفسیر کرد این است که آیین‌های سوگواری در گذشته‌های دور در میان گروه‌های قومی و فرهنگی تغییر نمی‌کرد مگر اینکه تحولات فرهنگی مهمی در آن گروه قومی رخ می‌داد. مثلا با ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان شکل تدفین تغییر کرد و رو به قبله قرار گرفت. یا در ایران ساسانی که زرتشتی بودند و تدفین مرسوم نبود با ظهور اسلام و مسلمان شدن ایرانیان، آیین‌های سوگواری نیز تغییر کرد. 

به هرحال تغییر آیین‌های سوگواری و تدفین در گذشته‌های دور به سادگی در یک گروه قومی یا فرهنگی رخ نمی‌داد مگر اینکه تحولات فرهنگی عمیقی در همان گروه اتفاق می‌افتاد و باورها را به کلی تغییر می‌داد. بر همین اساس تغییر آیین‌های تدفین از آرامگاه شیروانی‌دار کوروش تا مقبره‌های سنگی دیگر شاهان هخامنشی در دل کوه‌ها نشان از یک تحول فرهنگی بزرگ دارد اما نکته اینجاست که داده‌های تاریخی هیچ اشاره‌ای به چنین تحولی ندارند و مورخان سندی برای رخ دادن چنین تحولی بدست نیاورده‌اند.

همین موضوع حتی برخی از مورخان را به فکر نظریه‌های افراطی کشاند که برای مثال مدعی می‌شد کوروش فردی پارسی و هخامنشی نبود بلکه شاهی ایلامی-انشانی بود که داریوش پارسی که یکی از سردارانش بود پس از مرگ کمبوجیه پسر کوروش از فرصت استفاده کرد و پادشاهی او را تصاحب کرد و بعد هم مدعی شد که با کوروش خویشاوند است و برای همین حق جانشینی او را دارد. در واقع بنا به ادعای این مورخان افراطی این داریوش بود که کوروش را برای اولین بار یک هخامنشی معرفی کرد در حالی که در هیچ جایی کوروش خود را پارسی یا هخامنشی معرفی نکرده است. 

این افراد مدعی هستند که کوروش در اصل شاهی ایلامی در پارس بود که توانست با درایت کل غرب آسیا را تسخیر کند. بعد از مرگ پسرش کمبوجیه به قدرت رسید اما با مرگ او که جانشین پسری نداشت یکی از سرداران پارسی یعنی داریوش از فرصت استفاده می‌کند و قدرت را به چنگ می‌آورد و بعد هم برای توجیه این غصب قدرت در کتیبه بیستون مدعی می‌شود با کوروش خویشاوند است. اما داریوش در تمام کتیبه‌ها و آرامگاهش، اهوره مزدا را خدای بزرگ خود می‌خواند درحالی که کوروش هیچگاه نام این خدا را در کتیبه‌هایش نیاورده. همچنین داریوش مقبرهای کاملا متفاوت با کوروش برای خود می‌سازد با نقش‌های جدید مثل انسان بالدار و آتشدان که هیچکدام از این نقش‌ها بر روی مقبره کوروش دیده نمی‌شود. پس اینها دلایلی می‌شود بر تفاوت قومی میان داریوش و کوروش و به عبارت بهتر هخامنشی نبودن کوروش!

این ادعاها اگرچه چندان قابل باور نیست اما به هرحال از یک اصل مطالعه تاریخ نشأت می‌گیرد که تغییر در آیین‌های سوگواری و تدفین در زمان‌های باستان بدون دلیل رخ نمی‌دهد و اینکه مقبره داریوش در دل کوه چرا باید با مقبره کوروش فرق داشته باشد، شاید ریشه در تفاوت فرهنگی و قومی میان این دو پادشاه دارد. 

روی هم رفته از لحظ علمی و تحلیل‌های تاریخی تفاوت مقبره کوروش و دیگر شاهان هخامنشی آنقدر چالش برانگیز است که حتی می‌تواند برخی دانشمندان را چنان دچار گمراهی کند که قبل به غیر پارسی و غیر هخامنشی بودن کوروش شوند. 

نقش رستم 3

معماری آرامگاه کوروش کبیر؛ تجسم شکوه ساده‌زیستی

با وجود اختلاف در جزئیات مرگ، منابع بر این موضوع توافق دارند که کوروش در پاسارگاد، پایتخت اولیه‌ی هخامنشیان، به خاک سپرده شد. آرامگاه کوروش در دشت مرتفع پاسارگاد، واقع در استان فارس، ساخته شده؛ جایی که کوروش آن را به عنوان نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی برگزید. این آرامگاه در کنار باغ سلطنتی، کاخ‌های اداری، سکونتی و سازه‌هایی با عملکرد آیینی قرار گرفته و از همان ابتدا به‌عنوان بخش مرکزی و محوری مجموعه پاسارگاد طراحی شده است.

ساختار کلی آرامگاه

آرامگاه کوروش از دو بخش اصلی تشکیل شده:

  1. سکوی پلکانی شش‌طبقه

  2. اتاق تدفین با سقف شیروانی

1. سکوی پلکانی

  • آرامگاه بر سکویی با شش طبقه‌ی پلکانی ساخته شده که هر طبقه از سنگ‌های عظیم تراش‌خورده ساخته شده است.

  • این سکو نماد ثبات و پایداری است و تا حدودی از معماری زیگورات‌های بین‌النهرین و سکوسازی اورارتویی تأثیر گرفته است.

  • ابعاد هر پله با افزایش ارتفاع، کاهش می‌یابد و نوعی تناسب بصری و تناسب طلایی در طراحی آن رعایت شده است.

ابعاد سکو:

  • طول قاعده: حدود ۱۳٫۳۵ متر

  • عرض قاعده: حدود ۱۲٫۳۰ متر

  • ارتفاع کل: حدود ۱۱ متر (با احتساب اتاق تدفین)

2. اتاق تدفین

  • در بالاترین سکوی سکو، یک اتاق سنگی با سقف شیروانی قرار دارد که پیکر کوروش در آن دفن شده بود.

  • ابعاد اتاق: حدود ۳٫۱۷ متر طول، ۲٫۱۱ متر عرض و ۲٫۱۱ متر ارتفاع داخلی.

  • سقف دو شیبِ آن شبیه به خانه‌های ساده‌ی مردمان منطقه در آن زمان بوده و بر اساس شواهد از معماری آسیای صغیر و احتمالا ایونی‌ها تأثیر گرفته است.

در گذشته، در داخل اتاق تابوتی از طلا یا سنگ قرار داشت که بنا به روایات یونانی، با غنایم و تزئینات همراه بوده است. اسکندر مقدونی پس از فتح ایران، دستور محافظت از این آرامگاه را صادر کرد و آن را ترمیم نمود.

مصالح بکار رفته در آرامگاه کوروش شامل سنگ آهک سفید و باکیفیت منطقه است. سنگ‌ها با دقت بالا تراش خورده و بدون ملات روی هم چیده شده‌اند. اتصال سنگ‌ها به کمک گیره‌های فلزی انجام می‌شده که آثار برخی از آن‌ها باقی مانده است. سقف شیروانی نیز از دو سنگ عظیم تشکیل شده که به صورت مورب قرار گرفته‌اند.

نقش رستم

مقابر پادشاهان هخامنشی در نقش رستم و تخت جمشید

در دوره‌ی داریوش یکم و جانشینانش، شیوه‌ی تدفین سلطنتی به‌طور کامل تغییر کرد. مقابر جدید در دل کوه‌ها حجاری شدند، به‌ویژه در نقش رستم (در نزدیکی تخت جمشید) و یکی در دامنه کوه رحمت (داریوش سوم).

ویژگی‌های اصلی مقابر صخره‌ای:

  • آرامگاه‌ها به شکل صلیب در دل کوه تراشیده شده‌اند.

  • در بالاترین بخش، پادشاه ایستاده بر سکوی پلکانی، روبه‌روی آتشدان و نماد اهورامزدا قرار دارد.

  • بخش پایین‌تر شامل ورودی اتاق تدفین است که با نقش برجسته‌ی چندزبانه و کتیبه‌هایی در ستایش اهورامزدا تزیین شده.

  • تقلیدی از نمای کاخ‌های هخامنشی در بالای ورودی آرامگاه دیده می‌شود.

این سبک معماری تحت تأثیر باورهای زرتشتی درباره مرگ، روح، و اتصال میان جهان فیزیکی و مینوی قرار داشت و همچنین جنبه‌ای تبلیغاتی برای نمایش قدرت شاه در کنار خدایان داشت.

نقش رستم 2

مقایسه آرامگاه کوروش با مقابر نقش رستم

ویژگی‌ها آرامگاه کوروش آرامگاه‌های نقش رستم
موقعیت در دشت، جدا از کوه در دل کوه تراشیده‌شده
ساختار بنای مستقل با سکوی پلکانی و اتاق سنگی آرامگاه صخره‌ای با نمای کاخ
سبک معماری تلفیقی از ایونی، بین‌النهرینی و اورارتویی کاملاً ایرانی–هخامنشی با نمادهای زرتشتی
پیام معنایی اقتدار ساده و مردمی عظمت الهی و شاهی آسمانی
مقیاس نسبتاً کوچک و ساده بزرگ و نمادین

تحلیل علمی تفاوت آرامگاه کوروش با دیگر مقابر هخامنشی

دلایل این تفاوت از منظر تاریخی، فرهنگی و سیاسی عبارت‌اند از:

  1. زمان و سیر تحول معماری:
    کوروش آغازگر دوره‌ای بود که هنوز زبان معماری سلطنتی ایران کاملاً شکل نگرفته بود. پس از او، داریوش یکم زبان تصویری و معماری خاص هخامنشی را با تأثیر از بابل، عیلام و هنر ماد توسعه داد.

  2. تأثیرات شخصی و جهان‌بینی کوروش:
    کوروش شخصیتی با دیدگاه‌های بین‌المللی و جهان‌گرایانه بود. انتخاب فرم ساده برای آرامگاه او ممکن است نشان‌دهنده‌ی فروتنی یا ترکیب فرهنگ‌های بومی و بیگانه باشد. او تنها شاهی است که در کتیبه‌های یونانیان، به‌عنوان "پادشاه خوب و عادل" توصیف شده است.

  3. جایگاه خاص پاسارگاد:
    کوروش پاسارگاد را به‌عنوان پایتخت نمادین بنیان نهاد. در نتیجه، آرامگاه او هم بخشی از پروژه‌ی بزرگ هویتی برای پایه‌گذاری امپراتوری به شمار می‌رفت، در حالی که داریوش و فرزندانش تمرکز خود را به تخت جمشید به‌عنوان پایتخت تشریفاتی و مذهبی منتقل کردند.

  4. نماد مرگ و جاودانگی:
    در مقابر نقش رستم، شاهان خود را در کنار ایزد قرار می‌دهند و جاودانگی‌شان را به رخ می‌کشند. در آرامگاه کوروش، نشانه‌ای از این نمادپردازی وجود ندارد، و این آرامگاه بیشتر شبیه یک محل تدفین شخصی و ساده است.

نظرات
پربازدیدترین خبرها