۸- Peaky Blinders (۲۰۲۲-۲۰۱۴)
سریال پیکی بلایندرز یکی از محبوب ترین درام های جنایی چند دهه اخیر است. داستان این سریال در دوران پس از جنگ جهانی اول اتفاق میافتد، و داستان ماجراجویی های خطرناک گروه خلافکار موسوم به پیکی بلایندرز، یک سازمان مختلط ایرلندی-رومانیایی را روایت می کند. این سریال با شش فصل و یک فیلم سینمایی بلند، نه تنها کارکردهای درونی جرایم سازمانیافته در آغاز قرن بیستم را بهخوبی بررسی میکند، بلکه تحولات جذاب و ترسناکی که این قرن را تعریف کردند را نیز به نمایش می گذارد. در فصل دوم، تام هاردی در نقش الفی سولومونز، گانگستر یهودی ساکن در کامدن تاون، به سریال پیوست.
الفی به محض ورودش تاثیر زیادی بر داستان و کیفیت سریال بر جای می گذارد. شخصیت الفی با الهام از زندگی یک شخصیت واقعی به نام آلفرد سولومون، هم از درد درونی به خود می پیچد و هم مایل است به دیگران درد وارد کند. هاردی در طول دوران حضور خود در این سریال، سکانس های مثال زدنی مانند گفتگویش با گانگستر ایتالیایی، لوکا چانگرتا (آدرین برودی) را خلق می کند که مورد ستایش بینندگان قرار گرفته اند.
۷- Taboo (۲۰۱۷)
تابو یک مینی سریال مسحورکننده است که هاردی را در نقش جای جیمز دلینی، مدیر تجاری ماجراجویی، دارد که پس از بیش از یک دهه زندگی و کار در آفریقا به بریتانیا بازمیگردد. پس از بازگشت، دلینی در دریایی از هرج و مرج خلق شده توسط کمپانی هند شرقی، عوارض روابط بین المللی بریتانیا و سازمان های تبهکار غرق می شود. مجموعهای از رازها کشف میشود و اقدامات ترسناک و بیرحمانهای صورت می گیرد که به یک درام شیرین و جذاب ختم میشود.
تابو با همکاری هاردی، پدرش، چیپس هاردی و استیون نایت، از همکاری های ضعیف پدر و پسری گذشته فاصله گرفته و به درامی امیدوارکننده تبدیل می شود که در وحشیگری و تاریکی فراون غوطه می خورد. جیمز دلینی در نوع خود شخصیتی قابل باور است که بین تعادل شجاع و شرور نشسته است و خشم ترسناک خود را با تلاش های تحسین برانگیزش به منظور اجرای عدالت برای عزیزانش متوازن می کند. با چیزهای زیادی برای فهمیدن در مورد شخصیت و روانش، دلینی تمرینی تحسین برانگیز در ساختن یک قهرمان با طیف اخلاقی خاکستری است.
۶- Oliver Twist (۲۰۰۷)
الیور تویست یکی از بسیار آثار کلاسیک انگلیسی است که بارها اقتباس شده است. داستان بسیار تحسین شده چارلز دیکنز بر سرنوشت پسربچه یتیمی به همین نام و ماجراهای او در متروی لندن تمرکز دارد. با مجرمان و کودکانی که شرایط و زندگی مشابهی دارند، این داستان به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه بهره کشی از طبقه کارگر، سیستمی از استثمار و سوء استفاده را ایجاد میکند که همه را بدون توجه به سن شان قربانی خود می کند. هاردی در نقش بیل سایکز، یک جنایتکار ترسناک با رویکردی دائماً خشونت آمیز، یکی از شخصیت های ستیزه جویی که داستان را به پیش می برد، بازی تاریک رضایت بخشی را به مخاطبان ارائه می دهد.
در نقش سایکز، هاردی به دلیل ارائه ترکیبی غنی از طیف عاطفی و خشونت متقاعد کننده مورد ستایش بینندگان و منتقدان قرار گرفت. داستان آشفته اما طبیعی الیور تویست از حضور او سود می برد زیرا او به خوبی با بقیه شخصیت های ظریف در محله های نادیده گرفته شده لندن در هم می آمیزد. تماشای بیل در طول مدت حضور کوتاهش در الیور تویست چیزی جز لذت بخش نیست.
۵- The Virgin Queen (۲۰۰۵)
ملکه باکره سریالی است که زندگی و سلطنت ملکه الیزابت اول را با بازی آن ماری داف روایت می کند. این سریال ساخت بیبیسی، الیزابت را به شخصیت اصلی و صدایی تبدیل میکند که مسیر رسیدنش به تاج و تخت و همچنین تفکرات درونی او درباره انگیزههای شخصیاش را روایت می کند. هاردی به عنوان دوست و معتمد او، رابرت دادلی، به داف می پیوندد تا رابطه ای غنی و پیچیده ایجاد کند که در طول چهار قسمت سریال شکل می گیرد. با دسیسه های سیاسی، عاشقانه های مخفیانه و کاوش های شخصی، این دو در کنار بازیگران دیگر سریال، دوران نوجوانی ملکه ای بدنام را به یک درام جذاب تبدیل می کنند.
دادلی اولین بار در همان اپیزود اول سریال ظاهر می شود و با جذابیت و ارادت آشکار خود به الیزابت، تاثیرش را بر الیزابت، داستان و بینندگان می گذارد. شخصیت پردازی دادلی که با عدم توجه رابرت به همسرش امی (امیلیا فاکس) بیش از پیش برجسته می شود، ماهیت به ظاهر بی گناه عشق دادلی را پیچیده می سازد. در حالی که کشش متقابل بین الیزابت و رابرت ممکن است واقعی باشد، اما بدون هزینه نیست، برای مثال این مورد که رابرت همسرش را نادیده می گیرد، به خصوص در لحظاتی که همسرش شرایط خوبی ندارد. علیرغم خیانت شخصیتش، یا شاید به دلیل همین خیانت، طرفداران و منتقدان به یک اندازه، تصویرسازی هاردی از شخصیت دادلی را بسیار کاریزماتیک و در نهایت برای پیشرفت داستان ضروری دانستند.
۴- The Take (۲۰۰۹)
The Take یک درام جنایی بریتانیایی است که توسط شبکه Sky ساخته شده و در مورد ماجراجویی های مختلف فردی جکسون جونیور (هاردی) است. پس از آزادی از زندان، فردی بر این باور است بازگشت او به امپراتوری جنایتکار شکوهمندش ساده خواهد بود. با این حال، او به زودی متوجه می شود که از سوی پسر عموی فرصت طلبش جیمی (شان ایوانز) و ارباب جنایتکار ترسناکی به نام آزی (برایان کاکس)، چیزی جز هرج و مرج و دردسر برای او در کار نیست. این اقتباس تلویزیونی از رمان مارتینا کول با همین نام که به چهار قسمت تقسیم شده است، از زمان محدود خود نهایت استفاده را می برد. با مجموعه ای از استعدادها و درک قوی از منبع، سریال The Take به عنوان یک نقطه برجسته در تاریخچه تولیدات شبکه Sky ثبت شده است.
هاردی در نقش فردی، از یک تصویرسازی آشنا و در عین حال جذاب از تسلط بر شخصیت های داستان استفاده می کند. فردی با انتخاب سلاح به جای صحبت کردن، گام های بلند و خطرناکی برمی دارد، اما باید با عواقب این تصمیمات نیز روبرو شود. همانطور که داستان پیش می رود، مخاطبان به شکل تضمین شده ای با یک قهرمان نسبتاً ترسناک در قالب شخصیت هاردی روبرو می شوند. علاوه بر این، جذابیت متقابل او با بازیگر خارقالعاده دیگری به نام شارلوت رایلی، همسر او در این داستان که در زندگی شخصی نیز به عشق هاردی تبدیل شد،تنشی حیاتی را به داستان اضافه می کند که The Take را به تماشای جذابی برای کسانی تبدیل میکند که عاشق یک اقتباس خوب هستند.
۳- Band Of Brothers (۲۰۰۱)
Band Of Brothers یک مینی سریال جنگی محصول سال ۲۰۰۱ است که از مستندات واقعی آمده در کتاب استفن ای. امبروز با همین نام الهام گرفته شده است. این نسخه دراماتیزه شده و تکان دهنده ده قسمتی، نمایشی از تجربیات دسته «ایزی» از گردان دوم، هنگ ۵۰۶ چترباز پیاده نظام از لشکر ۱۰۱ هوابرد ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم است، که از زمان فرا خوانده شدن در سال ۱۹۴۲ به خدمت تا پایان جنگ ادامه دارد. این سریال که توسط سنگین وزن های صنعت سینما مانند تام هنکس، استیون اسپیلبرگ، اریک جندرسن و جان اورلوف ساخته شده است، به دلیل تصویری انسانی که از سربازان، فداکاری آنها و تلاش شجاعانه شان در یکی از تاریک ترین لحظات تاریخ ارائه می دهد، تحسین گسترده ای را به دست آورد.
در نقش سربازی به نام جان یانووک، نقش هاردی به چند سکانس محدود تنزل یافته است. با این وجود، تام هاردی با توجه به زمان اندکش در داستان و اینکه یانووک اولین نقش او در سریال های تلویزیونی بود، عملکردی به یاد ماندنی را از خود به نمایش می گذارد. نقش یانووک که در دو قسمت پایانی معرفی شد، تا حد زیادی به لطف بازی هاردی، بهعنوان یک سرباز و شخصیت کم تجربه میدرخشد. یانووک با اعتماد به نفس و در عین حال نامصون از اشتباهات بی تجربگی، کاریزما و تعمق خوشایندی را برای این دسته شناخته شده به ارمغان آورد که در قسمت ماقبل آخر «چرا ما می جنگیم» به بهترین شکل دیده می شود، جایی که دسته یکی از اردوگاه های متعدد نازی ها را آزاد می کند و با ظاهری شوکه شده به این همه رنج و شکنجه که پیش روی آنها قرار دارد خیره می شوند.
۲- Wuthering Heights (۲۰۰۹)
بر اساس رمان کلاسیک نوشته امیلی برونته، سریال بلندی های بادگیر یک روایت جذاب و غرق کننده است که روابط مختلف بین ارنشاوها و لینتون ها، دو خانواده با ارتباطات آشفته را دنبال می کند. این داستان که به دلیل به تصویر کشیدن درگیریهای طبقاتی، آزار خانگی و به نقد کشیدن ایدهآلهای اخلاقی دوران ملکه ویکتوریا مورد تحسین قرار گرفته است، به عنوان یک روایت عمیق و تاثیرگذار جایگاه خود را تثبیت کرده است. در سال ۲۰۰۹، این داستان بار دیگر با بازی تام هاردی و شارلوت رایلی که به ترتیب نقش هیثکلیف و کاترین ارنشاو را به تصویر میکشند، بازتفسیر شد. سریال دو قسمتی Wuthering Heights، در پایان آگوست همان سال منتشر شد و دو قسمت آن بیش از ۳ میلیون بیننده داشت.
علیرغم واکنش های متفاوت منتقدان به این سریال، بسیاری از منتقدان از نقش آفرینی خیره کننده هاردی در نقش هیثکلیف تمجید کردند. انتشاراتی مانند The Observer از بازآفرینی واقعی و تاثیرگذار حسادت، لاقیدی و سرکشی این شخصیت توسط هاردی ستایش کرده و بازی او را در کیفیت کلی و قدرت سریال بسیار حیاتی تلقی کرده اند.
۱- Cape Wrath (۲۰۰۷)
سریال Cape Wrath که با نامMeadowlands نیز شناخته می شود، یک تریلر بریتانیایی است که ماجراهای خانواده بروگان ها را دنبال می کند، یک خانواده به ظاهر عادی که به یک محله جدید نقل مکان می کنند. با این حال، مدت زیادی طول نمی کشد تا مخاطبان از وضعیت این خانواده تحت برنامه حفاظت از شاهدان مطلع شوند. هنگامی که آنها با همسایگان جدیدشان آشنا می شوند، بروگان ها خود را درگیر یک داستان رازآلود خطرناک دیگر می یابند. در حالی که گذشته این خانواده به آرامی و به بدترین شکل ممکن برای آزارشان باز می گردد، بروگان ها رفته رفته در پارانویا غرق شده و بدین ترتیب سریالی ترسناک اما سرگرم کننده خلق می شود.
هاردی در اپیزود اول در نقش جک کانلی ظاهر می شود، نوکری آب زیر کاه و حقه باز. جک در طول دوران حضور خود در داستان، مشکلاتی را ایجاد می کند اما به زودی در مرکز راز بزرگ آن قرار می گیرد. پس از ناپدید شدن او، شهر به درون دریایی از بی اعتمادی، تعلیق و ناامیدی فرو می رود. جک نیز که اسراسر خاص خودش را دارد، یک شخصیت کاملاً جذاب در این داستان است. این یکی دیگر از نقش های تام هاردی است که کمتر دیده شده است، اما او از حضور خود در این نقش نهایت استفاده را می برد و شخصیت زیرک و شیک دانلی را برجسته می سازد، شخصیتی که پایه و اساس یک تجربه تماشای لذتبخش را ایجاد میکند.