راهنماتو- وقتی بچه بودیم، اگر میخواستیم شیطنت کنیم، سعی میکردیم آن کار را دور از چشم والدینمان انجام دهیم تا تنبیه نشویم. حالا که بزرگ شدهایم هم اگر متوجه نگاهِ خیرهی کسی باشیم، سعی میکنیم محتاطتر قدم برداریم. اما، سراسر شهری مثل بریتانیا پر است از دوربینهای مداربستهای که هر لحظه هر کنش ما را تحت نظر میگیرند. این دوربینها تا چه اندازه میتوانند حقیقت ماجرا را بیان کنند؟ سریال «دستگیری» با جوابِ این سوال بازی میکند و ما را سرگردان. در ادامه راهنماتو شما را با سریال «دستگیری» بیشتر آشنا میکند.
درباره سریال «دستگیری» The Capture
به گزارش راهنماتو، سریال «دستگیری» با عنوان انگلیسی The Capture در سال 2019 ساخته شده است. این سریال در دو فصل و 12 قسمت به ما ارائه میشود که هر قسمت آن تقریبا 60 دقیقهای است. ژانر سریال «دستگیری» که به «اسارت» نیز ترجمه شده است، درام، جنایی و پررمزوراز است. این سریال انگلیسی توسط بن چانان ساخته شده است. بازیگران سریال «دستگیری» بازیگرانی مطرح و جذاب هستند؛ بهعنوان مثال کلوم ترنر که او را پیشتر در فیلم «جانوران شگفتانگیز: جنایات گریندلوالد» دیدهایم که در این سریال با نقش «شاون» ظاهر میشود. یا هالیدی گرینجر که در فیلم «بانی و کلاید» بازی کرده بود و در سریال «دستگیری» با نقش ریچل کردی ظاهر میشود.
داستان سریال «دستگیری» The Capture
داستان سریال «دستگیری» The Capture حکایت از دوربینهای مداربستهای دارد که مردمان شهر بریتانیا، بهعنوان پر دوربینترین شهر دنیا، را تحت نظر میگیرد. اما اینکه چه کسی پشت دوربینها نشسته، چه برداشتی دارد و اینکه آیا دوربینها حقیقت را میگویند یا نه جای بحث دارد. از این رو، در قسمت اول سریال، شاون امری را میبینیم که توسط یک متخصص فیلم دوربین مدار بسته به اثبات میرساند به یک زندان طالبانی شلیک نکرده است. بنابراین آزاد میشود، اما نمیتوانیم اطمینان داشته باشیم که این آزادی تا چه هنگام پابرجا است. از طرفی دیگر در سریال «دستگیری» داستان ریچل کری، بهعنوان یک کارگاه را داریم که در یک نقطه به ماجرای شاون گره میخورد. موضوع بر سر گم شدن هانا است که باید رد او را در میان فیلمهای دوربین مداربسته پیدا کرد.
سریال «دستگیری»؛ سریالی پر از تعلیق
ممکن است برایتان سوال باشد که چرا دلتان میخواهد باقی قسمتهای سریال «دستگیری» را ببینید؟ جواب اینجا است که کارگردان این سریال کار خود را خوب بلد است. بهعنوان مثل، یکی از قسمتها در صحنهای به پایان میرسد که زنی پشت دوربین مدار بسته نشسته و هانا و شاون را میبیند. لحظهای عاشقانه که انگار تبدیل به یک فاجعه میشود. (ما این مساله را از چهره زنِ ناظر متوجه میشویم، اما تصویر را نمیبینم). همین مساله ایجادکننده احساس تعلیق است و باعث میشود که ما در انتظار قسمت بعد بمانیم تا سر از کار هانا و شاون دربیاوریم. اگرچه در این سریال مرز میان واقعیت و خیال مخدوش مانده است و این جذابیت سریال را چندین برابر میکند.
سریال «دستگیری»؛ یک سریال هیچکاکی؟
سالها پیش، در زمانی که دوربین مدار بسته هنوز معنایی به شکل امروزین خود به دست نیاورده بود، هیچکاک، کارگردان مطرح سینما، فیلمی به نام «پنجره عقبی» ساخت که در آن یک مرد زمینگیر شده، با یک دوربین شکاری، خانه همسایه روبهروییشان را میپاید. او در این نگاه خیره، شاهد اتفاقاتی است که موضوع فیلم را پیچیده میکند. در سریال «دستگیری»، یک تمِ هیچکاکی سرتاسر سریال پخش شده است که میتواند واقعا برای ما تحریککننده باشد و ما را در انتظار دیدن قسمتها بعد نگه دارد.
اما، تمرکز سریال «دستگیری» بر روی مردم معمولی نیست، بنابراین نمیتواند آن احساس همدردی که به واقع باید وجود داشته باشد را به وجود بیاورد. سریال «دستگیری» بهعنوان سریالی که به مسائل روانشناسی دوربین مداربسته علاقه دارد، سوالهای جذابی در لایههای پنهانی خود از ما میپرسد. مثلا این سوال که اگر تمامی شواهدها در یک پرونده جنایی مربوط به دوربین مدار بسته باشند، ما چقدر میتوانیم روی آن حساب باز کنیم؟ از آن مهمتر این سوال است که با پیچیدگیهای موجود در این سریال چگونه میتوان به عملکرد پلیسهای بریتانیا ایمان آورد؟
سریال «دستگیری»؛ یادآوری انضباط
اگر خاطرتان باشد در ابتدای مقاله درباره زمانی صحبت کردیم که دور از چشم والدین شیطنت میکردیم و مراقب بودیم که دیده نشویم. در واقع، وجودِ نگاه والدین و احساس اینکه ما تحت نظارت والدینمان هستیم، باعث میشد که طبق قوانین خانه جلو برویم (مثلا، به اندازه کاکائو بخوریم یا به وسایل نوک تیز دست نزنیم). به مرور، رعایت کردن این قوانین ما را تبدیل به انسانی منضبط میکند که به طور ناخودآگاه نسبت به اشیا تیز محتاط است.
در سریال «دستگیری» نیز میتوانیم دوربینهای مداربسته را با نگاه والدین همانند در نظر بگیریم. دوربینهایی که قرار است ما را به شهروندی منضبط تبدیل کنند. اما، متاسفانه به نگاهِ دوربینهای مداربسته هیچ اطمینانی نیست. گویا هکرها خوب بلد هستند که با سیستم تشخیص چهره بازی کنند. شاید بتوان گفت که سریال «دستگیری» ما را به قدرت و امنیتی که سراسر شهر بریتانیا وجود دارد بدبین میکند. زیرا نمیتوان به این دوربینها اعتماد داشت.