
هیچ چیز به اندازه سخنان تلخ یک فرزند بالغ نمیتواند قلب یک والد را جریحهدار کند، زمانیکه با کلماتی روبهرو میشوید که ناعادلانه، تحقیرآمیز یا حتی بیرحمانه به نظر میرسند.
نمونههایی از واکنشهای مناسب
حمله سرزنشآمیز: «پدر و مادر میلو به او کمک کردند که برای خرید خانه پیشپرداخت بدهد. شما هیچوقت برای من چنین کاری نکردید!» پاسخ مناسب: من دشمن تو نیستم. دوست دارم احساس واقعیات را بشنوم. این پاسخ گفتوگو را از اتهام به سطح احساسات واقعی منتقل میکند.
طعنه و کنایه: «آره، حتماً بیا به من یاد بده که چطور زندگیام را اداره کنم! چون تو در این زمینه کاملاً موفق بودهای» پاسخ مناسب: من مخالف تو نیستم. دوست دارم بدانم چه چیزی تو را آزار داده است. این پاسخ از وارد شدن شما و فرزندتان به حالت تدافعی جلوگیری میکند.
احساس گناه دادن: «مثل همیشه باید خودم همه چیز را یاد بگیرم و روی پای خودم بایستم!» پاسخ مناسب: من دشمن تو نیستم. میخواهم حمایتم را نشان دهم، اما بیا درباره چگونگی آن صحبت کنیم. این پاسخ روشن میکند که شما مایل به کمک هستید، اما به روشی سالم و نه وابستهکننده.
هدف، پیروزی در بحث نیست، بلکه نشان دادن راهی سالمتر برای ارتباط است. با حفظ آرامش، قاطعیت و عدم کنترلگری، شما به فرزند بالغ خود نشان میدهید که چگونه میتوان بدون درگیری، احساسات خود را بیان کرد. والدین اغلب خود را قربانی رفتار فرزندشان میدانند، اما روان شناسان توصیه میکنند والدین به یک مربی احساسی تبدیل شوند. نحوه پاسخگویی شما، حتی اگر فرزندتان متوجه آن نشود، درسی ارزشمند در ارتباطات سالم به او میدهد. پس اگر فرزند بالغ شما دفعه بعد که از کوره در رفت، سخنانی تلخ و نیشدار به زبان آورد، نفس عمیقی بکشید و به خودتان یادآوری کنید: من نه تنها دشمن او نیستم، بلکه میتوانم الگوی او باشم.