
راهنماتو-ما همه این موقعیت را تجربه کردهایم. قرار اول خوب پیش میرود—حداقل از نظر خودتان. اما به طرز عجیبی، هیچوقت خبری از قرار دوم نمیشو. و شما میمانید با یک عالمه سؤال در ذهنتان که: «چی شد؟ کجای کار اشتباه بود؟»
به گزارش راهنماتو، اگر این سؤال برای شما هم پیش آمده که «چرا هیچوقت به قرار دوم نمیرسم؟»، شاید وقتش باشد نگاهی دقیقتر به این ۷ عادت کوچک بیندازید. با راهنماتو همراه باشید تا برای شما شرح بدهیم چرا اغلب چنین میشود. ممکن است این عادتها، همان موانع پنهانی باشند که جلوی موفقیتتان در رابطه را گرفتهاند. البته، منظور این نیست که باید خودتان را کاملاً تغییر دهید یا برای جلب توجه به خودتان سختی بکشید.
بلکه موضوع درباره آگاه بودن و کمی رشد فردیست—یعنی اینکه بدانید دیگران چطور شما را میبینند و با چند تغییر کوچک، ارتباط بهتری برقرار کنید.
1.درباره خودتان زیاد حرف میزنید
طبیعی است که بخواهید همه چیز را از همان اول مطرح کنید، اما کمی صبر کنید. روانشناسی میگوید زیاد صحبت کردن یا جزئیات بیش از حد دادن در قرار اول ممکن است طرف مقابل را زده کند یا شما را بیتاب و مشتاق (و حتی ناامید) نشان دهد. وقتی زود همهچیز را بگویید، فرصت ایجاد کنجکاوی از بین میرود. بهتر است بخشی از داستان زندگیتان را برای بعد نگه دارید. رازداری نسبی جذاب است و کنجکاوی ایجاد میکند.
2.به زبان بدن بیتوجه هستید
بدن شما هم حرف میزند. اگر دست به سینه باشید، تماس چشمی نداشته باشید، یا دائم گوشیتان را چک کنید، ممکن است به طرف مقابل حس بیعلاقگی یا بیادبی بدهید. مثلاً شاید فقط سردتان باشد و دست به سینه نشستهاید، اما ممکن است این حالت، شما را بسته و غیرقابل دسترس نشان دهد. پس دفعه بعد، زبان بدنتان را چک کنید: دستها باز، تماس چشمی، و گوشی داخل جیب!
3.تسلط بیشازحد بر گفتوگو
حتماً تا حالا با کسی قرار گذاشتهاید که انگار فقط خودش با خودش حرف میزند! اگر شما هم چنین رفتاری دارید، نگران نباشید—خیلی وقتها وقتی عصبی یا مشتاق هستیم، ناخودآگاه زیاد صحبت میکنیم. اما گفتوگو باید دوطرفه باشد. افراد دوست دارند شنیده شوند. اگر طرف مقابل حس کند جایی برای ابراز نظر ندارد، احتمال برگشتنش کم میشود. پس گاهی مکث کنید، سؤال بپرسید و به حرفهای او هم با دقت گوش دهید.
4.از نشاندادن آسیبپذیریتان فرار میکنید
همه ما گاهی خودمان را پشت دیوار دفاعی پنهان میکنیم. اما اگر زیادی محتاط باشید و اجازه ندهید طرف مقابل بخشی از درونتان را ببیند، رابطهای هم شکل نمیگیرد. نشان دادن کمی آسیبپذیری—مثل اعتراف به اضطراب یا تعریف یک خاطره شخصی—میتواند شما را واقعیتر، صمیمیتر و قابلاعتمادتر نشان دهد. قرار نیست همه چیز را باز کنید، فقط کمی از خود واقعیتان را نشان دهید.
5.همدلی ندارید
همدلی یعنی درک احساسات طرف مقابل. این ویژگی یکی از مهمترین و خواستنیترین ویژگیها در روابط عاشقانه است—حتی مهمتر از زیبایی یا شوخطبعی. اگر به راحتی احساسات یا دیدگاههای طرف مقابل را نادیده بگیرید، او فکر میکند برایتان مهم نیست. پس دفعه بعد که سر قرار هستید، فقط گوش ندهید، واقعاً گوش بدهید. اجازه بدهید طرف مقابل حس کند احساساتش برایتان اهمیت دارد.
۶. بیتوجهی به اهمیت تعریف و تمجید
تعریف کردن کار سادهای است، اما خیلیها از ترس اینکه مبادا چاپلوس به نظر برسند، از آن پرهیز میکنند. اما یک تعریف صادقانه میتواند احساس خوبی ایجاد کند و طرف مقابل را خاص و مورد توجه نشان دهد. حرف از تعریفهای سطحی و کلیشهای نیست؛ منظور توجه به جزئیات واقعیست، مثل اینکه:
«چقدر با شور درباره کار مورد علاقهات حرف میزنی، چشمات برق میزنه.» اینجور تعریفها اثرگذارند.
۷. فراموش کردن اهمیت اصالت و خودِ واقعی بودن
در تلاش برای جلب توجه، شاید وسوسه شوید که خود واقعیتان را پنهان کنید—نظرتان را نگویید، علایقتان را تغییر دهید، یا نقش بازی کنید. اما اصالت مهمترین بخش یک رابطه واقعیست. کسانی که خودشان هستند، با تمام ویژگیهای خوب و بدشان، بیشتر دلنشین و قابلاعتماد به نظر میرسند. وقتی خودتان باشید، افراد درست هم جذبتان میشوند—همانهایی که شما را همانطور که هستید میخواهند.