(تصاویر) بزرگ‌ترین بناهایی که بشر هرگز آن‌ها را نساخت

برج ایلینوی با ارتفاع ۱.۶کیلومتر که معماری به نام فرانک لوید رایت آن را در سال ۱۹۵۶ پیشنهاد داد، می‌توانست بلندتر از هر ساختمانی که تاکنون ساخته شده است باشد.

شناسه خبر: ۳۴۸۵۷۲
(تصاویر) بزرگ‌ترین بناهایی که بشر هرگز آن‌ها را نساخت

راهنماتو-‌ اِتین‌لویی بولِی معماری فرانسوی از قرن هجدم است که بیش‌تر به خاطر ساختمان‌هایی که هرگز ساخته‌نشده معروف است.

به گزارش راهنماتو، او کارش را با طراحیِ خانه‌های روستایی در سراسر پاریس آغاز کرد. او به عنوان یکی از اعضای آکادمی معماران سلطنتی بخشِ زیادی از عمرش را به جای عملی کردنِ دانشِ معماری، صرفِ تدریس معماری کرد. او می‌توانست بدون نگرانی‌هایِ مالی و کمبودِ منابع، روی طراحی‌هایش کار کند. او نقشه بناهایی را در مقیاس‌های غیرمنتظره کشید و فقط تخیلش ممکن بود او را محدود کند.

اما طراحی‌های غول‌پیکرِ بولِی بی‌دلیل نبود؛ بناهای عظیم همیشه در خدمتِ یک هدفِ ساده بوده‌اند. این هدف، به گفته برخی کارشناسان این است که «ما به شکلی غریزی طوری احساس کنیم که با هدف و ماهیتِ این ساختمان‌ها مطابقت داشته باشد.»

برای مثال، دیوارهای شهر برای ترساندنِ مهاجمانی که آن بیرون بودند و حفظِ امنیت شهروندانی که داخل بودند، در نقشه‌های بولِی عظیم‌ و غول‌آسا طراحی می‌شدند. بولِی هم‌چنین دادگاه‌ها و دفاتر دولتی را بر فراز زندان‌های کوچک ترسیم می‌کرد تا نمادی باشد از اینکه جنایت زیر وزنِ عدالت خرد می‌شود.

ساختمان های غول آسای تصوری

طرح او برای ساخت مقبره اسحاق نیوتن ، که قانون جاذبه را کشف کرده بود، یک کره تقریباً 152متری با سوراخ‌هایی در قسمتِ بیرونی بود تا در روشناییِ روز، داخل ساختمان نمای کاملی از آسمان شب را به تصویر بکشد.

ساختمان های غول آسای تصوری

او هم‌چنین یک کلوسئوم پاریسی با ظرفیت 30000نفر، نیمی از کل جمعیت شهر در آن زمان و دوبرابر بزرگ‌تر از استادیوم امروزی، را طراحی کرد. دلیلش چه بود؟ اینکه سازه‌ای که قرار است برای تماشاچیانِ عمومی ساخته شود باید بتواند تا حد ممکن پذیرای جمعیت شهر باشد.

ایده‌های بولِی درباره هنر معماری را می‌توان در طراحی‌های او از مکان‌های مذهبی که او فکر می‌کرد باید فروتنی، تواضع و اطاعات را در ظاهرشان نشان دهند، به‌صورت فشرده دید.

ساختمان های غول آسای تصوری

او در مقاله‌ای می‌نویسد: «ازآنجایی که آدمی همیشه تحتِ تأثیرِ هیبت قرار می‌گیرد، مشخص است که معبدی که برای احترام به الوهیت ساخته می‌شود باید عظیم باشد. این معبد باید خیره‌کننده‌ترین و بزرگ‌ترین تصویری باشد که در کل وجود دارد: اگر ممکن باشد، باید طوری باشد که به نظر برسد هستی است.»

او در نظریه‌های خودش آورده که هر معماری که اجازه بدهد طرح‌هایش فدای کمبود فضا و بودجه بشوند، در اجرای عدالتِ موضوعِ کار خود کوتاهی کرده است.

نمادهای قدرت

بولِی هرگز هدفش اجرایی ساختنِ معماری‌اش نبود اما الهام‌بخشِ بسیاری از معماران شد که واقعاً می‌خواستند ایده‌های عظیم‌الجثه‌شان را عملی کنند. یکی از این طراحی‌ها، طراحیِ کاخ شوراها در اتحاد جماهیر شوروی بود.

ساختمان های غول آسای تصوری

کاخ شوراها میزبانِ بدنه دولتیِ اتحاد جماهیر شوروی، شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی در سالنی بزرگ به مساحتِ 131 در 100متر با ظرفیتِ پذیرشِ 20000نفر بود. روی این سالن بزرگ، برجی به ارتفاعِ 416متر ساخته شده بود که روی آن مجسمه‌ای از بنیان‌گذارِ اتحاد جماهیر شوروی، ولادیمیر لنین، با ارتفاع 91سانتی‌متر قرار می‌گرفت.

این مجموعه که قرار بود روی محلِ بزرگ‌ترین کلیسای روسیه، یعنی کلیسای جامعِ مسیحِ ناجی، ساخته شود، زاییده افکار معماری به نام بوریس یوفان بود که توانست بر طرح‌های ارسالیِ معمارانِ پیش‌تازتر (آوانگارد) غلبه کند. سونا استفان هویسینتگون، درباره پیروزیِ یوفان می‌نویسد: «پیروزیِ یوفان نشانه‌ای از چرخش از معماریِ مدرن و کاربردی به سمتِ نوعی معماری است که التقاطی و یادبودی است.»

معماران شوروی نیز به دلیلِ خاصی می‌خواستند بناهای عظیم‌الجثه خلق کنند: نمایشِ قدرت و ذکاوتِ رژیمی که در خدمتش بودند. کاخ شوراها قرار بود بنایی به مراتب عظیم‌‌تر از کلیسای جامعِ مسیحِ ناجی باشد ـ یک استعاره نه‌چندان ظریف برای نشان دادنِ اینکه جامعه کمونیست تاچه‌اندازه مذهبِ قدیمی را جایگزین کرده است. این بنا می‌توانست از هر آسمان‌خراشی در آمریکا بلندتر باشد و به عنوان تأییدی بر برتر بودنِ معمارانِ اتحاد جماهیر شوروی بر همتایانِ سرمایه‌دارشان عمل کند.

ساختمان های غول آسای تصوری

تالار مردم (فوکس‌هاله) که توسطِ نازی‌ها بنا شد از همین فلسفه در معماری تبعیت می‌کرد و حتی از بنای تالار شوراها نیز بزرگ‌تر بود. این بنا که بر اساسِ معبد پانتئون در روم ساخته شده بود، گنبدی آن‌چنان بزرگ می‌داشت که کلیسای جامع سنت پیترز به طور کامل در برابر آن ناچیز می‌شد. حتی ادعا شده بود که نفسِ جمعیتِ نازی ابرهای بارانی را در داخلِ بنا شکل خواهد داد.

درست مثلِ کاخ شوراها که به مثابه یادبودی برای لنین در نظر گرفته شده بود، فولکس‌هاله یا تالار مردم نیز آدولف هیتلر را در قلبِ یک برلینِ جدید بزرگ می‌داشت.

از آسمان‌خراش‌ها تا آسمان‌نفوذها

معماریِ آمریکایی عموماً شیفته ساختنِ ساختمان‌های بلند بود تا ساختمان‌های بزرگ. یکی از علل آن است که تخصیص مقادیرِ زیاد مصالح و نیروی انسانی لازم برای ساختنِ بنایی در اندازه‌های کاخ شوراها در اقتصادِ برنامه‌ریزی‌شده آسان‌تر از اقتصادِ مبتنی بر بازار است. ساختمان‌های بلندی مثلِ آسمان‌خراش‌ها حجم کم‌تری دارند و از فضا استفاده بهتری می‌کنند؛ به همین علت است که به محضِ آنکه تکنولوژی ساخت‌شان در دسترس قرار گرفت، تعداد زیادی از آن‌ها در سراسر شهرهای آمریکا ساخته شدند.

آسمان‌خراش‌ها یکی پس‌از‌دیگری و یکی مرتفع‌تر‌از‌دیگری در سراسر آمریکا ساخته شدند. ساختمانِ سینگر با ارتفاعی در حدود 192متر در سال 1908 بلندترین ساختمان در جهان بود. اما، این بنا فقط یک‌سال توانست این عنوان را نگه دارد و خیلی سریع برجِ متروپولی‌تن‌لایف در سال 1909 این عنوان را گرفت. چند دهه بعد، این عنوان به ساختمان وول‌ورث با 241متر ارتفاع رسید که بعد وال‌استریت‌40 با ارتفاع 283 متر، و بعد از آن کرایسلر با ارتفاع 319متر و امپایراستیت با ارتفاع 381متر به‌ترتیب بلندترین ساختمان‌ها در جهان شدند.

هرچه آسمان‌خراش‌ها بلندتر شدند، شکستنِ رکورد آن‌ها نیز سخت‌تر شد. برج خلیفه با ارتفاع 830متر که در سال 2010 افتتاح شد، احتمالاً به این زودی‌ها عنوان مرتفع‌ترین بنای جهان را به بنای دیگری واگذار نخواهد کرد.

ساختمان های غول آسای تصوری

مهندسان به دنبال افزایشِ قد برج‌ها هستند. برج ایلینوی با ارتفاع 1.6کیلومتر که معماری به نام فرانک لوید رایت آن را در سال 1956 پیشنهاد داد، می‌توانست بلندتر از هر ساختمانی که تاکنون ساخته شده است باشد. او پیشنهاد داده بود برای پیش‌گیری از سقوط این ساختمان پیِ آن را 45.72متر در اعماق زمین بکنند و از میراگر (دَمپِر) جرمی برای کاهشِ ارتعاشات استفاده کنند. میراگرهای جرمی امروز هم کاربرد دارند اما بیش‌تر معماران ترجیح می‌دهند که پیِ ساختمان را عریض‌تر کنند تا اینکه آن را در اعماق بکنند. بنابراین، نسل بعدیِ آسمان‌خراش‌های سربه‌فلک‌کشیده ـ که به آن‌ها نفوذگرانِ آسمان نیز گفته می‌شود ـ بیش‌تر شبیه به برج ایفل می‌شوند تا بنای امپایر استیت.

ویلیام بیکر، مهندسِ سازه که در ساختِ برج خلیفه همکاری داشته، می‌گوید محدودیت در معماری خیلی بلندتر از چیزی است که می‌توانیم فکرش را بکنیم. او می‌گوید برج‌ها سبک‌تر از کوه‌ها هستند، پس بلندترین نقطه برای یک بنا می‌تواند به اندازه قله اورست باشد. «یک بنا می‌تواند تا نزدیک به 59000متر برسد، بدونِ آنکه وزنی به اندازه اورست داشته باشد یا زمین زیر خود را خرد کنند.»

نظرات
پربازدیدترین خبرها