فرادید نوشت؛ هیولاها موضوعی مربوط به گذشته به نظر میرسند، اما هزاران سال انسانها از آنها برای درک مسائل غیرقابل توضیح استفاده کردهاند. فرهنگهای مختلف در سراسر جهان انواعی از هیولاها را برای خودشان داشتند که از نظر آنها عامل مصیبتهای گوناگون بودند.
شاید فکر کنید به هیولاها اعتقاد ندارید و از آنها نمیترسید اما هیولاها در تاریخ زندگی بشر چیزهای بیاهمیتی نبودهاند. آنها گاهی نقش اساسی در درک انسان از جهان داشتند. قرنها، وقتی مردم با پدیدهای مواجه میشدند که توان درک آن را نداشتند، هیولایی را برای توجیه آن اختراع میکردند.
مثلا فسیلها را در نظر بگیرید. حدود دو هزار سال پیش، معدنچیان طلای سکایی در صحرای گبی به اسکلتهایی برخورد کردند که منقار، چنگال و استخوانهای کتف پهنشان از شن بیرون زده بود. آنها نمیتوانستند حدس بزنند این اسکلتها متعلق به چه موجودی است، بنابراین یکی را اختراع کردند: گریفین؛ موجودی نیمه عقاب و نیمه شیر و مدافع سرسخت طلای پنهان. در صورتی که چیزی که آنها پیدا کرده بودند احتمالا یک پروتوسراتوپ (گونهای دایناسور) بوده است.
در جاهای دیگر، هیولاها عامل ایجاد زلزله بودند. قبایل شمال غربی اقیانوس آرام از نبردهای بزرگی میگفتند که زمین را شکافت و به لرزه درآورد، پس آنها انگشت اتهام را به سوی «ایهوس» نشانه گرفتند؛ موجودی که به اعتقاد آنها خودش را به شکل یک مار غولپیکر درآورده بود.
در کتاب ایلیاد هومر، کیمرا هیولایی آتشین با سر شیر، بز و مار توصیف شده است. برای کشتن آن، قهرمان بِلِروفون نیزهای را که سر آن سرب داشت به طرف دهان او پرتاب کرد. سرب در گلوی آتشین او ذوب شد و جانور را خفه کرد.
طبق افسانههای ژاپنی، در شبهای آرام، غول تاریکی به نام اومی بوزو یا «راهب دریا» از اعماق دریا برمیخیزد و ملوانان بدشانس را غرق میکند. تصور میشود این هیولاها روح کشیشانی هستند که غرق شدهاند.
در اساطیر یونانی-رومی، هارپیها ارواح باد با بدن پرنده و صورت یک زن بودند. در اسطورههای بعدی، آنها به چهرههای نفرتانگیزی تبدیل شدند که هر جا میرفتند بوی بدی از خود به جا میگذاشتند.
ماسکهای دگرگونی که توسط مردم کوآکوآکاواکو در بریتیش کلمبیا طی مراسم potlatch پوشیده میشدند، معمولاً نمایانگر مرغ تندر بودند، اجداد قبیلهای که میتواند شکل انسان به خود بگیرد. گفته میشود مرغ تندر از چشمان خود رعد و برق میزند و هنگامی که بالهایش را به هم میزند رعد و برق ایجاد میکند.
در فولکلور اسلاو، وودیانوی یک موجود آبزی شرور است که در کف برکه ها، دریاچهها و دریاها زندگی میکند. این موجود با چرخه ماه پیر میشود و با هر ماه جدید دوباره جوان میشود.
در افسانههای بینالنهرین، شخصیت قهرمان نینورتا باید با چندین مخالف از جمله قوچ وحشی ششسر، پادشاه درخت نخل و مار هفتسر که در اینجا به تصویر کشیده شده، مبارزه کند. تصور میشود نینورتا الهامبخش افسانه یونانی هرکول و ۱۲ آزمایشی باشد که او باید بر آن غلبه میکرد، از جمله کشتن هیدرای چند سر.
ناکِن اسکاندیناویایی یک موسیقیدان چیرهدست است که زنان و کودکان را با ملودیهای خود به داخل آب میکشاند. مردم محلی میتوانند حیوانات سیاهپوست و قطرات خون خودشان را در ازای برخورداری از استعداد موسیقی قربانی کنند.
در کشور اسکاتلند هنوز هم خیلیها باور دارند که هولایی به نام لخنس در آبهای یک دریاچۀ بزرگ در این کشور زندگی میکند. اگرچه شواهد علمی برای هیولاهای مدرن مانند هیولای لخنس، پاگنده و مرد پروانهای وجود ندارد، اما علاقهمندان هنوز شیفته شکار آنها هستند.