چرا باید سریال «پلیس خوب، پلیس بد» را تماشا کنید

چرا سریال پلیس خوب، پلیس بد یک سریالی است که باید وقت گذاشت و آن را دید؟ پاسخ را در این مطلب بخوانید.

شناسه خبر: ۴۴۲۷۱۴
چرا باید سریال «پلیس خوب، پلیس بد» را تماشا کنید

«پلیس خوب/پلیس بد» یک افزودنی گرم و ارزشمند به رنسانس سریال‌های پلیسی است

  • پلیس خوب/پلیس بد
  • امتیاز IMDb: 6.6
  • ژانرها: کمدی، جنایی، معمایی
  • سال تولید: 2025، ۱ فصل
  • کشورهای تولیدکننده: استرالیا، ایالات متحده
  • کارگردانان: آن رنتون، کوری چن، گریسی اتو، ترنت اُدانل
  • بازیگران اصلی: لیتون میستر، لوک کوک، کلنسی براون، دِوون ترل، اسکات لی، ویلیام مک‌کنا

سریال‌های پلیسی بازگشته‌اند. برای مدتی، این فرم تحت الشعاع سریال‌های بلاک‌باستری با رویکرد یک «فیلم هشت ساعته» در پلتفرم‌های استریمینگ قرار گرفته بود. اما این فصل تلویزیونی شاهد بازگشت قدرتمند این غول قدیمی با موفقیت آثاری مانند سریال «High Potential» به همراه «Matlock» و «The Pitt» بوده است. به نظر می‌رسد مخاطبان مشتاق آن ریتم‌های آشنا، شخصیت‌های باورپذیر و تعداد طولانی قسمت‌ها بوده‌اند. و این مخاطبان قطعاً از دیدن اثری چون «Good Cop/Bad Cop» لذت خواهند برد.

اتفاقات این سریال در شهر کوچکی به نام ایدن-ویل در شمال غربی ایالات متحده رخ می‌دهد. در شرایطی که بودجه پلیس کاهش یافته، برادر و خواهری که سال‌ها با هم ارتباط نداشته‌اند، به عنوان همکاران تحقیقاتی با هم همکاری می‌کنند. رئیس اداره پلیس نیز پدر آن‌هاست. در این سریال خنده‌دار، ساکنین و آداب و رسوم این شهر کوچک به اندازه جنایات پیش‌پاافتاده اهمیت دارند.

آخرین محصول شبکه The CW یک سریال پلیسی فوق‌العاده گرم و آشناست (با وجود نامی نه چندان جذاب و تا حدی نادرست، که خودش بخشی از سنت تلویزیونی است). لیتون میستر در نقش لو هیکمن، کارآگاه یک شهر کوچک، شخصیتی را بازی می‌کند که به دستور پدرش، هنک هیکمن (کلانسی براون)، رئیس پلیس، مجبور می‌شود با برادر جداافتاده‌اش، هنری (لوک کوک)، همکاری کند. هنری عنصر خاص این خانواده است، یک نابغه شِرلوک‌وار که در ارتباط اجتماعی با دیگران مشکل دارد (به عبارت دیگر: نشانه‌هایی از نورودایورجنتی). از طرف دیگر، لو در کارش به همان اندازه خوب است و رهبری طبیعی در میان همکارانش محسوب می‌شود و از شخصیت محلی و صمیمی یک پلیس به نفع خود استفاده می‌کند.

شهر کوچک و آرام ایدن-ویل، در میان جنگل‌های ایالت واشنگتن پنهان شده است. جمعیت این شهر کمتر از ده هزار نفر است، بنابراین همه یکدیگر را می‌شناسند و جنایات بزرگ در آنجا به ندرت اتفاق می‌افتد. رئیس اداره پلیس، هنک هیکمن (با بازی کلنسی براون)، یک کهنه‌کار است. بهترین کارآگاه ایدن-ویل، دخترش لو (با بازی لیتون میستر از سریال «Gossip Girl») است که اغلب با استفاده از گفتگوهای صمیمانه، جنایات را حل می‌کند.

یک روز، یک جنایت بزرگ در شهر اتفاق می‌افتد. دو سارق به طور مستقل تصمیم می‌گیرند از یک داروخانه سرقت کنند. وقتی به طور ناگهانی در مقابل هم قرار می‌گیرند، یکی به دیگری شلیک می‌کند. یکی از مجرمان کشته می‌شود و فرد دیگر از صحنه فرار می‌کند. لو از پدرش می‌خواهد که برای او یک همکار پیدا کند، زیرا پرونده جدی است و دیگر کارمندان اداره پلیس یا بی‌تجربه هستند یا فقط به عنوان دستیار مناسبند.

bXtLEmiMKSR1DjaIPpA4itOYjqN-1024x576

هنک با توجه به کاهش بودجه، راه‌حلی غیرمعمول پیدا می‌کند و با پسرش هنری (با بازی لوک کوک) که در سیاتل زندگی می‌کند و چندین سال است نتوانسته در آزمون آکادمی پلیس قبول شود، تماس می‌گیرد. پدر از پسرش ناراحت است، زیرا هنری در نوجوانی در یک روزنامه محلی نوشته بود که پدرش از عهده وظایف کلانتری برنمی‌آید. لو نیز با برادرش ارتباطی نداشته، زیرا فکر می‌کرد هنری به آن‌ها خیانت کرده و در اولین فرصت از شهر فرار کرده است. حالا این اعضای خانواده باید مشکلات قدیمی را فراموش کنند تا بتوانند جنایتکاران را دستگیر کنند.

«پلیس خوب، پلیس بد» توسط جان کوئینتانز، فیلمنامه‌نویس باتجربه خلق شده است. تیم کارگردانی نیز شامل افرادی است که پیش از این روی پروژه‌های جنایی کار کرده‌اند. همچنین باید بدانید فیلم‌برداری این سریال در استرالیا انجام شده است. «پلیس خوب، پلیس بد» یک سریال جنایی است که در هر قسمت، لو و هنری یک جنایت را حل می‌کنند. ویژگی خاص این پروژه، تمرکز بر روابط خانوادگی و توجه به شخصیت‌های فرعی است.

در حالی که این خواهر و برادر با شخصیت‌های متفاوت، جنایتکاران را دستگیر می‌کنند، پدرشان با زیرکی به آن‌ها نگاه می‌کند. هنک در آستانه بازنشستگی است و با غرور به موفقیت‌های لو و هنری نگاه می‌کند. تصور کنید پدری که در صندلی باغچه‌اش در حیاط خلوت نشسته و با خوشحالی به پیشرفت فرزندانش که به سرعت در حال رشد هستند، نگاه می‌کند. لو با سلاح‌ها به خوبی کار می‌کند، خوش‌برخورد است و توانایی خوبی در درک اطرافیان دارد.

هنری اما اصلاً نمی‌تواند با همکاران یا قربانیان ارتباط برقرار کند و بیشتر شبیه شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ یا شلدون از «تئوری بیگ بنگ» است. با این حال، او یک دایره‌المعارف متحرک است، مجموعه‌ای از قوانین مختلف را می‌داند و دارای ذهن ریاضی‌دان و حافظه تصویری است. البته، لو و هنری با هم تیمی عالی تشکیل می‌دهند و تماشای موفقیت‌های آن‌ها لذت‌بخش است.

جالب اینجاست که عنصر جنایی این سریال شبیه به معماهای کودکانه است — این یعنی پاسخ‌ها به سرعت پیدا می‌شوند و جنایتکاران وقتی دستگیر می‌شوند، معمولاً سرشان را پایین می‌اندازند و به همه چیز اعتراف می‌کنند. در نتیجه نه سازندگان سریال و نه شخصیت‌ها، به کار روزمره اداره پلیس یک شهر کوچک خیلی جدی نگاه نمی‌کنند. بلکه همه چیز برای ایجاد یک فضای گرم شکل گرفته است. برای مثال شخصیت‌های سم (با بازی ویلیام مک‌کنا)، کارمند جدید اداره پلیس، شک دارد که برای کار در حوزه قانون‌گذاری مناسب باشد. یا پلیس دیگری به نام جو (با بازی اسکات لی)، فردی خوش‌قلب و شوخ‌طبع است.

با این تفاسیر باید بدانید سریال «پلیس خوب، پلیس بد» اگر نه نشان‌دهنده بازگشت ژانر جنایی-پلیسی (که پیش از دوران استریمینگ بسیار محبوب بود)، حداقل گامی جدید در توسعه داستان‌های جنایی است. چند سال پیش، سریال «پوکر فیس» با موفقیت پخش شد و یکی از سریال‌های غافلگیرکننده فصل پاییز، «پتانسیل بزرگ» بود. همه این‌ها سریال‌های جنایی هستند که با طنز همراه شده‌اند، زیرا حل جنایت با چهره‌ای جدی در ۴۰ دقیقه دیگر جذابیت ندارد.

منبع : ویجیاتو
نظرات
پربازدیدترین خبرها