
راهنماتو-گوش دادن به بدن یعنی ایجاد هماهنگی در بدن برای مدیریت استرس و جلوگیری از احساس فرسایش.
به گزارش راهنماتو، مشکل اینجاست که بسیاری از ما یاد نگرفتهایم که چطور این هماهنگی را ایجاد کنیم. در عوض، یاد گرفتهایم که قبل از استراحت، کارهای عقب افتاده را تمام کنیم. قبل از غذا خوردن، آخرین ایمیلمان را بفرستیم و حتی دستشویی را به تعویق بیندازیم که فلان کار را انجام بدهیم. درواقع تا زمانی که تقاضاهای خارجی وجود دارند، ما هم نیازهای فیزیکی و جسمیمان را به تعویق میندازیم.
ما یاد گرفتهایم که بدنمان را نیازهای خارجی وفق بدهیم، انگار که بدنمان از ما جداست یا مسئله ایجاد میکند. وقتی خسته میشویم آن را با نوشیدن کافئین جبران میکنیم، وقتی دچار تنشهای عضلانی میشویم آن را نادیده میگیریم تا زمانیکه تبدیل به دردهای شدید و غیرقابل تحمل شوند و زمانی که دچار استرس میشویم، اوضاع را نادیده میگیریم تا تبدیل به فرسودگی و ناتوانی شود.
پزشکی میگفت که برای مقابله با شیفتهای 12 ساعته اورژانس، کمتر آب مینوشید تا نیازی به دستشویی نداشته باشد. این اوج فداکاری پزشک را نشان میدهد اما به معنای فرسودگی شغلی نیز هست.
دلایل زیادی برای این نوع رفتارها وجود دارد که یکی از آنها این است که «هماهنگ شدن با بدن» همیشه ساده نیست. اما خبر خوب این است که میتوان این مهارت را آموخت. اگر این مهارت را مدام تمرین کنید، یاد میگیرید که بدنتان چه زمانی نیاز به استراحت دارد، چه زمانی باید آن را به حرکت درآورید و چه زمانی سیستم عصبیتان در حلقه اضطرار گیر کرده است.
در این مقاله از راهنماتو نکاتی را برای یادگیری این مهارت به شما یاد میدهیم. لازم نیست که این راهنماها را کامل انجام بدهید. فقط شروع کنید تا کمکم به آن عادت کنید.
گام اول: از نقاط گذار برای بررسی وضعیت استفاده کنید
یک روش عالی برای شروع گوش دادن به بدنتان این است که از نقاط گذار طبیعی در طول روز به عنوان یادآوری برای بررسی وضعیت بدن خودتان استفاده کنید. نقاط گذار، آن لحظاتی هستند که شما از یک وظیفه به وظیفه دیگر یا از یک فعالیت به فعالیت دیگر تغییر وضعیت میدهید. بین این نقاط عجله نکنید. صرفاً چند ثانیه تأمل کنید.
برخی از مثالها عبارتند از:
- نشستن برای غذا خوردن - قبل از اولین لقمه مکث کنید.
- تمام کردن یک جلسه – قبل از ترک جلسه یا قطع تماس تلفنی اندکی مکث کنید.
- وارد شدن به ماشین – درست زمانی که مینشینید، قبل از روشن کردن موتور مکث کنید.
- ارسال یک ایمیل – قبل از اینکه بعد از ارسال ایمیل کار بعدی را شروع کنید، مکث کنید.
گام دوم: هدایت آگاهی به بدن خود
پس از اینکه مکث کردید، بدن خود را بررسی کنید و حسهای خام فیزیکی در هر قسمت را مشاهده کنید.
به عنوان مثال:
- فک و صورت: آیا فک شما منقبض است؟ آیا ابروهایتان درهم رفته است؟
- گردن و شانهها: آیا احساس سفتی یا درد دارید؟ آیا شانههایتان به گوشهایتان نزدیک است؟
- قفسه سینه و تنفس: آیا نفس شما عمیق یا کم عمق است؟ آیا در قفسه سینهتان احساس تنگی نفس دارید؟
- معده: آیا احساس سبکی، سنگینی یا دلشوره در معده دارید؟
- دستان و انگشتان: آیا آنها آرام، بیقرار، منقبض یا سرد هستند؟
- پاها و انگشتان پا: آیا زمین را حس میکنید؟ آیا احساس بیقراری یا سنگینی دارید؟
- سر: آیا ذهن شما شلوغ است، از یک فکر به فکر دیگری میپرد؟
هنوز نیازی به اصلاح چیزی نیست—فقط به آنچه که وجود دارد توجه کنید.
و اگر متوجه شدید که برخی از بخشهای بدنتان احساس کرختی یا خلاء میکنند، این هم طبیعی است. ممکن است آگاهی شما به زمان نیاز داشته باشد تا توسعه یابد، اما ممکن است که اصلاً حسی برای توجه وجود نداشته باشد. با تمرین، شما خواهید آموخت که کدامیک از این حسها دقیقتر است.
گام سوم: از خودتان بپرسید—«الان به چه چیزی نیاز دارم؟»
زمانی که عادت میکنید به بدنتان توجه کنید، یک قدم جلوتر بروید و از خودتان بلند بپرسید:
«الان دقیقاً چه حسی دارم؟»
شاید پاسخ فیزیکی باشد—«خستهام» یا «گرسنهام.»
شاید پاسخ احساسی باشد—«احساس فشار میکنم» یا «عصبانی هستم.»
هر دو معتبر هستند. حالا از خودتان بپرسید:
«چه چیزی نیاز دارم؟»
در ابتدا ممکن است این پاسخ روشن نباشد. اما زیاد فکر نکنید—اولین حس شما معمولاً درست است.
«نیاز دارم که کش بیایم—احساس خشکی و درد دارم.»
«نیاز دارم که کندتر حرکت کنم—دارم با خودم تصادف میکنم.»
«نیاز دارم که کمی حرکت کنم تا این تنش را قبل از جلسه بعدی تخلیه کنم.»
مهارت گوش دادن به بدن زمان میبرد. پس همین حالا یک لحظه وقت بگذارید:
چطور احساس میکنید؟ بدنتان چه چیزی از شما میخواهد؟ مهمتر از آن آیا صدای بدنتان را میشنوید؟