راهنماتو- لمسِ محبتآمیز و اطمینانبخشِ پدر و مادر، آغوش گرم دوستی صمیمی یا همسر، اینها مواردی از حس های خوبی است که از طریق تماس فیزیکی در زندگی ما ایجاد می شود. اما تاکنون برای دانشمندان همیشه این سوال مطرح بود که نقطه شروع این حس های خوب و لذتهای لمسی کجاست.
به گزارش راهنماتو، اکنون، دانشمندان در مؤسسه زاکرمن در دانشگاه کلمبیا به همراه دو مؤسسه همکارِ دیگر، توانستهاند این نقاط شروع را، که زیربنای لمسهای لذتبخش، پاداشمندِ اجتماعی و عاشقانه هستند، در مسیرهای عصبی-شناختی شناسایی کنند. بهعبارت دیگر آنها توانستهاند به این پرسش پاسخ دهند که چرا ما به لمسشدنِ پوستمان واکنشها و رفتارهای خاص نشان میدهیم.
مهمترین بخش مطالعه آنها که بروی موشها انجام شده است، کشفِ یک مسیر کامل است که از سلولهای عصبی موجود در پوست، که به لمس و نوازش آرام پاسخ میدهند، آغاز میشود و سپس تمام مسیر را تا رسیدن به مراکزِ لذت تا مغز طی میکند. محققان میگویند که این یافتهها درستیِ درمانهای مبتنی بر لمس (ماساژ) برای کاهشدادن علائم اضطراب، استرس و افسردگی را اثبات میکنند.
دانشمندان همیشه میدانستند که پوست دارای سلولهای حسیای است ـ که مؤلفههای کلیدی در سیستمِ عصبی محیطی هستند ـ که ما را قادر میسازنند علاوه بر فهمِ محرکهای مکانیکی لذتبخش و دردناک، انواعِ متفاوتِ بافتها و حرارتها را از هم متمایز کنیم.
ایشمایل عبدوالصبور، محقق ارشد در مؤسسه زاکرمن در دانشگاه کلمبیا و نویسنده این مقاله میگوید: «ما مطمئن نبودیم که این تصویر برای لمسهای اجتماعی [لمس شدن توسط همنوع] نیز درست باشد. ما سفر پژوهشیمان را با فهم این موضوع آغاز کردیم که آیا سلولهای عصبی لمسی مخصوصی برای لمسهای پاداشدهنده وجود دارند، یا خیر.»
پیشازاین محققان نشان داده بودند گروهی از سلولهای حسی، به نامِ Mrgpb4 در موشها وجود دارند که به نوازشِ آرام واکنش نشان میدهند. اما مطالعه جدید که با مشارکت 20دانشمند از سه مؤسسه علمی انجام شده است، از تکنیکی قدرتمند به نام اُپتوژنتیک بهره گرفته است. در این تکنیک سلولها بر اساسِ نوعشان مهندسی میشوند تا وقتی محققان به آنها نور میتابانند فعال شوند. این تکنیک بهطور خاص برای شناسایی عملکردِ جمعیتهای خاصِ سلولها مفید است.
لی الیاس، یکی از نویسندگان همکار این پژوهش، میگوید: «ما مشاهده کردیم که با فعال کردن جمعیت سلولهای حسیِ نوازش روی کمر موشها، این حیوانات کمرشان را جمع میکردند و حالتِ خمیدگی روبهعقب به خودشان میگرفتند. در دنیای موشها چنین حالتی از بدن وقتی رخ میدهد که آنها در آستانه جفتگیری قرار میگیرند که یعنی در حالتِ طبیعی این اتفاق زمانی رخ میدهد که یک موش از جنس مخالف به آنها توجه فیزیکی نشان دهد.»
اصلیترین کاری که محققان در این پژوهش انجام دادند، این بود که جمعیتی از موشها را به لحاظِ ژنتیکی مهندسی کردند تا وقتی که روی سلولهای حساس به لمسِ Mrgprb4 نور آبی میتابانند، این سلولها شروع به شلیک کردن بکنند. این نوع سلولها تاپیشاز این به هیچ نوع رفتار اجتماعیِ خاصی مرتبط دانسته نشده بودند، اما محققان این سلولها را با تاباندنِ نور آبی به موشها، فعال کردند و از مشاهده حالتِ بدنِ آنها ـ خم کردنِ کمر به عقب ـ حیرتزده شدند.
و بعد محققان مشاهده کردند که موشها بعد از دریافت نور آبی، خودشان به صورتِ داوطلبانه به سمتِ اتاقکی میرفتند که قبلاً این نور را دریافت کرده بودند. این نشان میداد که آنها شلیکِ سلولهای حسی ِ Mrgprb4 در پشتِ خود را لذتبخش و پاداشمند تجربه کرده بودند.
درحالیکه خمشِ کمر موشها رو به عقب نشانهای قوی بود از اینکه سلولهای عصبیِ خاص میتوانند به لمس و نوازش پاسخی ویژه بدهند، اما محققان نیاز داشتند که نشان دهند واکنشِ موشها نتیجه مستقیمِ لمسشدن و نه چیز دیگری بوده است.
آنها با استفاده از تکنیکهای ژنتیکی، سلولهای Mrgprb4 را از بدنِ موشها حذف کردند. این کار به دانشمندان امکان داد تا ببیند آیا در غیاب این سلولها نیز واکنشِ موشها به محرکهای لمسی تغییری میکند یا خیر.
دکتر الیاس میگوید: «با این کار رفتار موشها به لمس کاهش پیدا کرد. ما مطمئن شدیم که این سلولهای حسی برای برانگختین موشها در محیطی طبیعی و وادار کردنِ آنها به رفتارهایی مثل جفتگیری ضروری هستند.» درواقع پرسش اصلی این بود که این سلولهای حسیِ محیطی چگونه از طریقِ طناب نخاعی به صورتِ متوالی به مدارهای عصبی بعدی متصل و سپس به مغز وصل میشوند؟
برای پاسخ به این پرسش از تکنیکی به نامِ نورسنجیِ فیبر استفاده شد که به محققان اجازه میداد مشاهدهگرِ «روشنشدنِ» سلولهای عصبیِ پاداش در مغز، بعد از دریافتِ محرکِ لذتبخش، باشند. آنها نشان دادند که فعال کردنِ سلولهای لمسیِ Mrgprb4 باعث شده بود که سلولهای عصبی در نوکلئوس آکامبنس، که یکی از مراکز پاداش در مغز است، شروع به شلیککردن بکنند.
یکی از اصلیترین یافتهها آن است که سلولهاس عصبیِ ساقه مغز به مکانهای عمیقتری از مغز، شاملِ ناحیه تگمنتومِ شکمی و نوکلئوس آمبیانس متصل هستند. هر دوی این نواحی با تجربه لذت و پاداش مرتبط هستند.
نتایج در مورد انسانها چه میگوید؟
دکتر عبدوالصبور توضیح میدهد که انسانها دارای سلولهای پوستیِ حسی به نامِ آورانهای لمسیِ C هستند که شبیه به همان سلولهای لمسیِ Mrgprb4 در موشهاست. انسانها هم طناب نخاعی و سلولهای عصبی مغزی دارند که به مدار لمس واکنش نشان میدهد. این پژوهش میتواند به توسعه تکنیکهایِ محیطیای کمک کند که چه ازطریقِ لمسِ فیزیکی و چه از طریقِ داروهایی که مستقیم روی پوست گذاشته میشوند، به درمان استرس، اضطراب و افسردگی کمک کند.
دکتر صبور توضیح میدهد: «یکی از علائم اصلیِ افرادی که از اوتیسم رنج میبرند این است که بههیچوجه دوست ندارند لمس شوند. این پرسش مطرح میشود که آیا مسیری که ما از پوست به مغز شناسایی کردهام، میتواند در این افراد تغییر داده شود تا این افراد بتوانند از لمس شدن توسط دیگران لذت ببرند و به جای حسِ دشمنی، لذت را تجربه کنند؟»