راهنماتو- وقتی دکمهی شروع آخرین اثر داریوش مهرجویی را میزدم، مطمئن بودم که او کارنامهاش را با اثری درخشان بسته است. از آنجایی که نام فیلم لامینور بود، متوجه ارتباط موضوعی فیلم با موسیقی شده بودم و پیش از هر چیز به یاد فیلم سنتوری افتادم که حداقل برای من خوش درخشید. بنابراین، نباید شروع این فیلم زیبا را از دست میدادم، اما آیا ارزشش را داشت؟ کاش در ذهنم چنین تصویری از آخرین اثر داریوش مهرجویی شکل نمیگرفت. راهنماتو نکاتی را با شما در میان میگذارد که هرگز فکرش را نمیکردید در لامینور و در کارنامه داریوش مهرجویی ببینید.
تاجر فرش؛ سیامک انصاری
به گزارش راهنماتو، پیش از این که درباره سیامک انصاری و نقش او در شخصیت آقای لواسانی حرف بزنم، باید به این نکته اشاره شود که فیلم لامینور محلی است برای گرد آمدن بهترین بازیگران سینمای ایران، دقت کنید که منظور من سلبریتی نیست! افرادی همچون علی نصیریان، سیامک انصاری، بهناز جعفری و غیره همواره در فیلمها خوش درخشیدهاند، اما این فیلم سرد، کارنامه همهشان را زخمی کرد.
بعلاوه، نقشآفرینی کوتاه بازیگری چون بیتا فرهی و فریماه فرجامی و بسیاری دیگر جای سوال دارد، آنها واقعا چرا هستند؟ سیامک انصاری این بار در نقش تاجر فرش ظاهر میشود، نقشی متفاوت! اولین سکانس فیلم نیز با صدای او شروع میشود و همین مساله سببی است که فکر کنیم شخصیت اصلی یا پروتاگونیست، سیامک انصاری است. اما چندی بعد متوجه میشویم که او بدمن روایت است، البته اگر روایتی وجود داشته باشد. سیامک انصاری نتوانسته است در فیلم لامینور نقش انسانی که ناراحتی قلبی دارد را بازی کند. هر سکانسی که انصاری دچار گرفتگی عضلات قلب میشد فکر میکردم از آن والدینی است که خودش را به مریضی میزند! اما، پزشکها چیز دیگری گفتند. بعلاوه، آقای لواسانی پدری تندخو است که قلبی مهربان دارد، اما فیلمنامه نتوانسته است به درستی شخصیتپردازی کرده و آن را برای بازی سیامک انصاری آماده کند. این اولین نقد بر کارگردانی مهرجویی برای بازی گرفتن از بازیگری درجه یک است و البته نقدی بر سیامک انصاری که چرا این نقش را پذیرفته!
بازی با زمان؛ این یک روایت خطی نیست!
داریوش مهرجویی سعی داشته که با استفاده از فلاش بکهای پی در پی روایت را رفته رفته برای مخاطبان باز کند، اما در این کار موفق نیست. وقتی که فیلمی با ساختار آنالپسی (فلاش بکی) پیش میرود توقع داریم که یا درگیر ابهام شویم (مثل فیلم ممنتو) یا شخصیتها و پیش داستانهایشان را بشناسیم (مثل انیمیشن موش سرآشپز)، اما ساختار آنالپسی فیلم لامینور به جز ایجاد سردرگمی هیچ چیز دیگری دربرنداشت. عموما حتی مبهمترین فیلمها با ساختار فلاش بکی یا همان بازگشت به گذشته از ساختاری خاص استفاده میکنند که همچون قراردادی در ذهن ما تثبیت شده است. شاید داریوش مهرجویی فراموش کرده بود که ایجاد ابهام با ایجاد گیجی فرق میکند!
تاجر فرش؛ فاشیسم، آنارشیسم؟
استفاده از برخی ابرواژهها (به قول گایاتری چاکراورتی اسپیواک) بی معنی است. ما در این فیلم با یک تاجر فرش روبهرو هستیم که نه تحصیلات آن چنانی دارد و نه در فضای روشن فکری رفتوآمد. از طرفی دیگری فیلم لامینور محلی برای رسیدگی به این ابرواژهها و توضیح دادن آنها برای مخاطب نمیگذارد. کلمات بدون هیچ بار ارزشمندی از دهان بازیگرها پرتاب میشوند و در هوا پرواز میکنند. این دیگر چه نوع از فیلمنامه نویسی است؟ علی نصیریان، آقا جون، در بحثی خانوادگی سیامک انصاری، آقای لواسانی، را فاشیست خطاب میکند در حالی که موضوع اصلا نژادی نیست! یا در بخش دیگری به دوران جوانی آقای لواسانی اشاره میشود که خوانندهای ضدفاشیست را دوست داشته! بسیار خب، اما چه ارتباطی با خط داستانی ما دارد؟ در نهایت اگر بخواهیم خیلی زیادهروی کنیم میتوانیم نادی، پردیس احمدیه، را کمی آنارشیست بدانیم، آن هم فقط برای اینکه بخواهیم روی حفرههای فیلم لامینور ماله بکشیم.
فیلم لامینور؛ در دفاع از زنان؟
در خوشبینانهترین حالت ممکن میتوانیم فیلم لامینور را دفاعی از زنان بدانیم، آن هم نه فیلمی فمنیستی بلکه فیلمی نرم و سطحی از مسائل اجتماعی مربوط به زنان در ایران. اما، سوال بحثبرانگیز اینجاست که آیا جامعه ایران هنوز در برابر باز شدن پای دختران در کلاسهای موسیقی جبههگیری میکند؟ فکر میکنم که اینطور نباشد. نادی، پردیس احمدیه، توسط پدربزرگش حمایت میشود و موسیقی میآموزد، این در حالی است که آقاجون چند نسل قبل از آقای لواسانی به دنیا آمده است! مادر نادی نیز تصویری از زنی مطیع مردسالاری ارائه میدهد که مثل فیلمهای طنز اینستاگرامی از آب درمیآید چون به شدت سطحی است. بنابراین فیلم لامینور حتی در دفاع از زنان هم شکست خورده چراکه دغدغههای امروز را نمیشناسد.
خواننده در نقش بازیگر؛ کاوه آفاق
وقتی که دوباره به فیلم فکر میکنم و به دنبال قابی هنرمندانه میگردم، تنها میتوانم نقشآفرینی کاوه آفاق، خواننده راک ایرانی، را زیبا ببینم. او در اولین تجربهاش، به نظر بسیار خوب از پس بازیگری برآمده است. به جز این تصاویر که با حضور او در فیلم دیده میشود چند قابی از پردیس احمدیه نیز هست که معاشقه او با ساز را نشان میدهد و به نظر زیبا میرسند. بهعنوان مثال تغییر کاربری اشیایی همچون فرش که برای نادی حکم ساز را پیدا میکند. گاهی کاوه آفاق در برابر پردیس احمدیه از او بازی میگیرد که احساس میکنم در آن قابها کاوه آفاق دقیقا شخصیت خودش را به تصویر میکشد چراکه او واقعا سازش را همچون بچهاش در آغوش میگیرد.