ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را می‌توان غرق کرد؟

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس چند روز جنجال خبری سرانجام به منطقه عملیاتی خود در خاورمیانه رسید و تنش نظامی در منطقه را به اوج خود رساند. خبرها از آمادگی ایران برای هدف قرار دادن این ناو هواپیمابر در صورت تعرض به خاکش می دهند اما آیا این هیولای فولادی را می توان غرق کرد؟

شناسه خبر: ۴۵۴۱۲۱
ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را می‌توان غرق کرد؟

راهنماتو- ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن با نام رسمی USS Abraham Lincoln (CVN‑72) یکی از ستون‌های اصلی قدرت دریایی ایالات متحده و عضوی از کلاس «نیمیتز» است؛ کلاسی که برای اعمال قدرت دوربرد، بازدارندگی و پشتیبانی از عملیات‌های هوایی در مقیاس جهانی طراحی شده است.

به گزارش راهنماتو، آبراهام لینکلن و دیگر ناوهای کلاس نیمیتز از بزرگترین سلاح‌های ساخته دست بشر هستند اما آیا این غول‌های پولادین را می‌توان به زانو درآورد؟ این مقاله به معرفی جامع مشخصات فنی و عملیاتی این ناو می‌پردازد و سپس با اتکا به داده‌های رسمی نظامی، امکان‌پذیری آسیب‌زدن جدی یا غرق‌سازی آن از طریق حملات موشکی و پهپادی را بررسی می‌کند.

۱) طراحی، ابعاد و پیشرانش اتمی

آبراهام لینکلن با طولی بیش از ۳۳۰ متر و جابجایی کامل حدود ۱۰۰ هزار تُن، در زمره بزرگ‌ترین سازه‌های متحرک ساخته‌شده توسط بشر قرار دارد. فلسفه طراحی این ناو بر «بقای بالا، تداوم عملیات و خودکفایی انرژی» استوار است. قلب تپنده ناو، دو راکتور اتمی A4W است که انرژی لازم برای چهار محور رانش و سامانه‌های حیاتی را تأمین می‌کند. این پیشرانش اتمی به ناو امکان می‌دهد سال‌ها بدون سوخت‌گیری عملیاتی دریانوردی کند و سرعتی بیش از ۳۰ گره دریایی را حفظ نماید. چنین ویژگی‌هایی، ناو را از محدودیت‌های لجستیکی سوخت فسیلی رها کرده و قابلیت حضور پایدار در مناطق دوردست را فراهم می‌سازد.

از منظر بقاپذیری، بدنه ناو به صورت چندبخشی و با استانداردهای سخت‌گیرانه آب‌بندی و ایمنی طراحی شده است. تفکیک سامانه‌ها، افزونگی (Redundancy) در مسیرهای حیاتی و امکان مهار خسارت (Damage Control) از اصول کلیدی طراحی است تا در صورت اصابت یا حادثه، ناو بتواند شناوری و کارکرد حداقلی خود را حفظ کند.

۲) توان هوایی و نقش عملیاتی به‌عنوان پایگاه متحرک

مهم‌ترین کارکرد ناو هواپیمابر، ایجاد و حفظ قدرت هوایی است. Abraham Lincoln قادر است بین ۷۰ تا ۹۰ فروند هواگرد را میزبانی کند؛ شامل جنگنده‌های چندمنظوره نسل چهارم و پنجم (مانند F/A‑18E/F و F‑35C)، هواپیماهای هشدار زودهنگام E‑2D، هواگردهای جنگ الکترونیک EA‑18G و بالگردهای چندمنظوره.

این ترکیب هوایی، ناو را به یک پایگاه هوایی شناور تبدیل می‌کند که می‌تواند برتری هوایی ایجاد کند، حملات دقیق علیه اهداف زمینی و دریایی انجام دهد، میدان نبرد را پایش کند و شبکه فرماندهی و کنترل را گسترش دهد. در عمل، ناو به‌تنهایی عمل نمی‌کند بلکه در قالب گروه ضربتی ناو هواپیمابر (Carrier Strike Group) شامل رزم‌ناوها، ناوشکن‌ها و زیردریایی‌ها فعالیت دارد؛ ساختاری که دفاع، شناسایی و تهاجم را به‌صورت شبکه‌ای یکپارچه می‌کند.

۳) سامانه‌های دفاعی، حسگرها و جنگ الکترونیک

دفاع از ناو هواپیمابر بر پایه مفهوم دفاع لایه‌ای بنا شده است. در لایه‌های بیرونی، ناوشکن‌ها و رزم‌ناوهای همراه با سامانه‌های پدافند برد بلند، تهدیدات را در فواصل زیاد رهگیری می‌کنند. خود ناو نیز به سامانه‌های دفاع نزدیک مجهز است؛ از جمله موشک‌های کوتاه‌برد پدافندی، سامانه RAM و توپ‌های فالانکس برای مقابله با تهدیدات نزدیک و سریع.

در کنار تسلیحات سخت، جنگ الکترونیک و فریب نقشی کلیدی دارد. سامانه‌های اخلال‌گر، پرتاب‌کننده‌های طعمه (Decoy) و تجهیزات مقابله با اژدر، با هدف کاهش احتمال اصابت طراحی شده‌اند. شبکه حسگرها و رادارها نیز امکان کشف زودهنگام تهدیدات هوایی و سطحی را فراهم می‌کنند. با این حال، هیچ سامانه‌ای مطلقاً نفوذناپذیر نیست و کارایی آن‌ها به تعداد، نوع و هماهنگی تهدیدات بستگی دارد.

۴) تهدیدات نوین: موشک‌های ضدکشتی و پهپادها

در دهه‌های اخیر، ماهیت تهدیدات دریایی تغییر کرده است. موشک‌های کروز پیشرفته، موشک‌های بالستیک ضدکشتی و پهپادهای انبوه چالش‌های جدیدی برای ناوهای بزرگ ایجاد کرده‌اند. موشک‌های مدرن با سرعت بالا، مسیرهای پروازی پیچیده و هدایت پیشرفته، می‌توانند زمان واکنش مدافع را کاهش دهند. از سوی دیگر، حملات پهپادی انبوه (Swarm) با اتکا به تعداد زیاد و هزینه کم، تلاش می‌کنند سامانه‌های دفاعی را به اشباع بکشانند.

تحلیل‌های نظامی بین‌المللی نشان می‌دهد که حتی اگر هر تهدید به‌تنهایی مهار شود، هم‌زمانی و چندمحوری بودن حملات می‌تواند ریسک نفوذ را افزایش دهد. افزون بر این، تهدیدات زیرسطحی (زیردریایی‌ها و اژدرها) و جنگ سایبری/الکترونیک می‌توانند مکمل حملات هوایی باشند و پیچیدگی دفاع را افزایش دهند.

۵) آیا غرق کردن ناو هواپیمابر ممکن است؟ تحلیل واقع‌بینانه

پرسش اصلی این است که آیا می‌توان ناوی مانند USS Abraham Lincoln را با حمله موشکی یا پهپادی غرق کرد؟ پاسخ علمی و واقع‌بینانه چنین است: هیچ ناوی ذاتاً غیرقابل غرق نیست. از نظر تئوریک، وارد آمدن خسارت‌های شدید و چندگانه می‌تواند هر شناوری را از بین ببرد. با این حال، در دنیای واقعی امروز، غرق‌سازی کامل یک ناو هواپیمابر مدرن بسیار دشوار است.

آنچه محتمل‌تر ارزیابی می‌شود، وارد کردن آسیب عملیاتی جدی یا «Mission Kill» است؛ یعنی حالتی که ناو توان انجام مأموریت‌های اصلی خود (به‌ویژه عملیات هوایی) را از دست بدهد، حتی اگر غرق نشود. تحقق چنین سناریویی نیازمند ترکیبی هماهنگ از تهدیدات پیشرفته، اطلاعات دقیق، غافلگیری و عبور از دفاع لایه‌ای گروه ضربتی است؛ امری که تنها در شرایط جنگی گسترده و با توانمندی‌های بالا ممکن خواهد بود.

 

نظرات